X
تبلیغات
KERMAN TFB-15 TFB.15- پایگاه پانزدهم شکاری کرمان -
هوانوردی - ژئوپولیتیک

 

 

به نام خداوند جان و خرد

 

 

عملیات سلطان

 

 

از سری مقالات تامکتهای ایرانی

 

 

تقدیم به افتخار ایرانزمین، سرهنگ خلبان جواد فکوری

(فرمانده دلاور پایگاه دوم شکاری تبریز)

 

 

 

تحریریه باهماد پان ایرانیست کرمان

 

          

 

مقدمه:

 

از شمال تا جنوب، از شرق تا غرب، از ماکو تا چابهار، از میانکاله تا ابوموسی، از سرخس تا خرمشهر، وجب به وجب این خاک سراسر رشادت است، وجب به وجب این خاک از خون مردان و زنانی رنگین شده است که دل به این آب و خاک داشتند وتا آخرین نفس دلیرانه برای ایران، یعنی تنها دلیل زندگی هر ایرانی واقعی جنگیدند و به شهادت رسیدند.

هرگاه خاطرات هشت سال دفاع مقدس را می خوانم و یا با آزادگان و یا جانبازان از خود گذشته روبرو می شوم بی اختیار اشک از دیدگانم سرازیر می شود و به خود می بالم که فرزند این آب و خاکم، ودر کنار پهلوانان و قهرمانانی نام ایران را یدک می کشم که همواره برای آبادانی و سربلندی این آب و خاک از جان و مال و زندگی خویش گذشتند تا از ناموس میهن دفاع کنند.

یکی از نیروهایی که در دامان خود مردان بزرگ را پرورش داده است، نیروی غیور هوایی ایران است که چه قبل از انقلاب 1357 و چه بعد از آن همواره چهره ملی خویش را حفظ کرده و حفاظت از مرزهای میهنمان را دلیرانه و بی پروا به عهده گرفته است. به جرات می توان گفت که برنده اصلی هشت سال جنگ تحمیلی جهان به ایران نیروی هوایی و سپس ارتش ایران بود که در مدت این هشت سال ،علاوه بر سپر کردن سینه خود در برابر حملات وحشیانه بعثی ها ،در مقابل آماج تهمتها و آزارهای نیروهای داخلی که سعی در تضعیف ارتش داشتند ایستاد و حتی نیروهایی که در زمان انقلاب بر اساس معیارهای احمقانه انقلابیون تصفیه شده بودند در مقام یک سرباز جان بر کف وطن به جبهه ها روانه شدند و رشادتها آفریدند.

نیروی هوایی ایران با انجام عملیات هایی که تا بدین زمان نیز در هیچ کجای دنیا سابقه نداشته و ندارد همواره از خود یک چهره بسیار قدرتمند به جهانیان ارائه داده است. عملیاتهای H3، کمان 99 و عملیات سلطان و خلبانانی همانند شهید خلبان سپهبد نادر جهانبانی، شهید خلبان عباس دوران، شهید خلبان عباس بابائی و بسیاری دیگر، اشخاصی بودند که تاریخ هوانوردی جهان تنها یک بار به خود دیده است. خلبانان و طراحان عملیاتی که مورد تحسین دشمن نیز بودند و با شهادت و یا سقوط هواپیمای هر کدام در عراق جشن برپا می کردند.

یکی از عملیاتهای موفق نیروی هوایی ارتش ایران عملیات سلطان است که همواره یکی از افتخارات نیروی هوایی محسوب می شود. که در مقاله زیر که برگرفته از کتاب IRANIAN F-14 TOMCAT UNITS IN COMBATمی باشد بدان می پردازیم.

 

عملیات سلطان:

 

هیچ چاره ای نبود!А-14ها باید پرواز می کردند. هیچ وقفه ای در پروازهای شبانه روزی تامکت قابل قبول نبود. به رور و با بازگشت به خدمت تدریجی خلبانان و کارکنان فنی، تعداد بیشتری А-14 عملیاتی شد.در اوایل ماه آبان، پس از تصرف خرمشهر، ارتش عراق تهاجم گسترده دیگری را در دستور کار قرار داد. برای بسیاری از ناظران ، خرد شدن ارتش ایران در زیز ضربات سهمگین ارتش متجاوز، امری مسجل و غیر قابل اجتناب بود. در این زمان نیروهای مسلح ایران با تقویت نیروها، مقاومت جانانه ای از خود نشان دادند که حتی تاکتیکهای فوق پیشرفته ارتش عراق نیز در مقابل آن کاری از پیش نبرد. جنگنده رهگیری های نیروی هوایی ارتش ایران با ایفای بهترین نقش در این سناریو و با ایجاد برتری هوایی در منطقه نبرد ، ورود هواپیماهای متجاوز به این حریم را غیر ممکن و توپخانه فوق سنگین عراق،پشتیبان اصلی نیروی زمینی آن را در نطفه حفه کردند. دو تن از خلبانان در این باره توضیح می دهند:

-         ایجاد برتری هوایی بر فراز خط مقدم توسط ما با تقویت نیروی هوایی به واسطه بازگشت خلبانان به خدمت به فرمان آیت الله خمینی همزمان شد. این تقویت به خوبی خود را در افزایش پروازهای پشتیبانی نزدیک و رهگیری مهاجمان نشان داد. بنابراین با پشتیبانی نیروی هوایی و با کمک شایان هوانیروز، نیروی زمینی ارتش توانست در خطوط مقدم ، مستقر شده و به ایجاد مواضع پدافندی بپردازد. در این برهه از جنگ نه عقب راندن دشمن بلکه زمین گیر کردن آن مد نظر ما بود که خوشبختانه عملی شد.

در جواب ، رژیم بعث عراق نیروی هوایی خور را مسوول حمله به شهرها و کشتن غیر نظامیان کرد که به خاک و خون کشیده شدن تعداد زیادی از هموطنان منجر شد. آنها در این باره همچنین از موشکهای بالستیکSS-1B/C (اسکاد) و Frog-7 استفاده گسترده ای نمودند. برای تنبیه متجاوز و در جواب این حملات وحشیانه و ناجوانمردانه، انهدام فوق وسیع تاسیسات زیربنایی و قطع شاهرگهای حیاتی عراق در دستور کار نیروی هوایی ارتش ایران قرار گرفت. با آن که ما در آن زمان هیچ گونه موشک بالستیک در اختیار نداشتیم . با این حال چنگنده بمب افکنهای F-4 فانتوم در بمباران دقیق اهداف راهبردی در عمق خاک عراق بسیار موفق نشان دادند که البته عراقی ها چنین بمب افکنی آن هم با تعداد بسیار زیاد در اختیار نداشتند.

در اواخر مهر 1359 بر اساس اطلاعات بسیار دقیق، فرمانده وقت پایگاه یکم شکاری مهرآباد از استقرار چندین فروند جنگنده فرانسوی میراژF1- همراه با 47 تن از نفرات فنی نیروی هوای فرانسه در پایگاه هوایی ((الحریه)) نزدیک ((موصل)) در شمال عراق خبردار شد. این نفرات برای آموزش کارکنان نیروی هوایی عراق که به زودی پذیرای جنگنده های میراژF1- سفارش داده شده در سال 1356 بودند، به عراق فرستاده شده بودند. صد البته نیروی هوایی ارتش بسیار مشتاق بود که علاوه بر متوقف سازی هرچه سریعتر روند آموزش، ورود نیروی هوایی فرانسه به این جنگ نا برابر را به آنها نیز خوشامد بگوید. به دنبال همین تصمیم ، نخستین حمله ضربتی به عمق خاک عراق با نام عملیات ((سلطان-10)) پایه ریزی شد. خلبانان فانتوم انتخاب شده برای این عملیات که توسط تامکت ها پشتیبانی می شد، باید برای انهادم وسیع هدف به میژان 300 کیلومتر در عمق خاک عراق پیشروی می کردند.

یکی از سردسته های این گروه توضیح می دهد:

-         این عملیات قرار بود توسط 6 فروند F-4E از گردان 32 و 33 شکاری ، هرکدام مجهز به12 تیر بمبMK82 انجام شود و حمله به پایگاه موصل به جای شرق از شمال صورت گیرد. این ابتکار، جنگنده های ما را از 12 آتشبار پدافند هوایی SA-2،SA-3 وSA-6 مستقر در شرق و جنوب موصل به اضافه 2 فروند میگMig-21 که همواره در قسمت شرقی این شهر مشغول انجام گشت رزمی هوایی بودند مصون نگه می داشت. ناگفته نماند با وجود این تدابیر،4 آتشبار6  و3  وSA-2 که در شمال موصل قرار داشتند انتظار ما را می کشیدند. فانتوم های ما هم آنقدر سنگین بودند که طی مسیر برگشت حتما می بایست سوختگیری هوایی انجام می دادند. بنابراین، 2 فروند هواپیمای سوخترسان از پایگاه یکم شکاری مامور همراهی ما در عمق خاک عراق شدند که البته به وسیله 2 فروند تامکت گردان81 محافظت می شدند. این یکی از معدود عملیاتهایی بود که به سوخترسانهای KC-135 و جنگنده های F-14 به طور رسمی اجازه ورود به خاک دشمن داده می شد. برای تضمین غافلگیر شدن عراقی ها و دوستان فرانسویشان ، ترکیب بمب افکن ها، جنگنده ها و هواپیماهای سوخترسان عملیات سلطان ابتدا وارد مرز ترکیه شده و سپس نفوذ به آسمان عراق را آغاز نمودند. ناگفته نماند با آنکه این عملیات نخستین استفاده ما از آسمان ترکیه بود اما آخرین آن هم نبود.

فانتوم ها باید تا هنگام بمباران هدف یکدیگر را در دید می داشتند. به خلبانان تامکت گوشزد شد که با چنگ و دندان از سوخترسانها محافظت کنند که اگر آنها از دست بروند، همه چیز از دست رفته است. بدین ترتیب،3 فروند سوخترسان(یکی ذخیره)، 8 فروند فانتوم(2فروند ذخیره) و 3 فروندF-14(یکی ذخیره) در سحرگاه روز 7 آبان 1359 باند پرواز پایگاه دوم شکاری تبریز را به مقصد موصل ترک کردند.هواپیماها با گرفتن آرایش جنگی در جنوب اورمیه، به منظور پنهان ماندن از دید رادارهای هشدار زود هنگام هوابرد عراق به داخل رشته کوه های زاگرس رفتند. پیش از ورود به مرز ترکیه، تمامی هواپیماهای ذخیره از ترکیب جدا شده و به پایگاه بازگشتند. ماموریت در سکوت مطلق رادیویی ادامه یافت.

با ورود به مرز ترکیه، برای پنهان ماندن از دید رادارها، پرواز در ارتفاع پایین آغاز می شود.با آن که ترکها حداقل یک بار آنها را در رادار خود ردیابی کردند ولی ترجیح دادند که ساکت بمانند. با ترک فضای ترکیه، هواپیماها با ادامه پرواز در ارتفاع پایین، وارد کوهستان های ((حیل سنجر)) می شوند.پیش از شروع بازی توسط فانتومها، یک بار دیگر سوختگیری هوایی انجام می گیرد.این سوخترسانی در بین شهرهای ((دهوک)) و((اقراه)) صورت گرفت، بلافاصله پس از اتمام سوخترسانی و روانه شدن فانتوم ها به سوی هدف، سوخترسانها گردش خود در یک مدار را برفراز دشت دهوک آغاز می کنند.

F-14ها در این مرحله با استفاده از رادار قدرتمندAWG-9 خود محافظت از هواپیماهای سوخترسان را به عهده گرفتند، در حالی که کمبود سوخت خود را نیز از طریق آنها مرتفع می کردند . بمب افکن های تا به دندان مسلح با کمترین مشکل به هدف نزدیک شدند و با رسیدن به هدف، هرکدام از فانتومها بمباران و انهدام قسمتی از پایگاهع را به انجام رساندند؛ ناگهان پایگاه هوایی الحریه غرق در آتش و دود شد. همه چیز به خوبی پیش می رفت تا این که تامکت ها 4 فروند رهگیر عراقی که از فاصله 70 کیلومتری فانتومها به آنها نزدیک می شدند را شناسایی کردند.

بلافاصله خدمه F-14ها با استفاده از سامانه ((درخت جنگی)) وRWR نوع جنگنده های دشمن را میگMig-23 و به احتمال زیاد از گونهMF تشخیص دادند که بر اساس آخرین اطلاعات پایگاه هوایی ((غیاره غربی)) میزبان نخستین گردان از این جنگنده  به اضافه 16 فروند میگMig-21 بود.

با ارسال اطلاعات به مرکز فرماندهی و بر اساس محاسبات سریع فرمانده ، جنگنده های عراقی طی 10 تا 15 دقیقه  آینده به خاطر کمبود سوخت مجبور به بازگشت به پایگاه خود می شوند. در شرایط مساوی و در حالی که فانتوم ها پر از سوخت و مجهز به موشکهای هوا به هوا بودند انهدام میگها کار سختی به نظر نمی رسید. اما در حال حاضر هیچ کدام از این شرایط فراهم نبود به اضافه این که سوختگیری بدون درد سر فانتوم ها بسیار حیاتی بود.

هیج فرصتی برای تلف کردن نبود.بدون هیچ گونه تردیدی،F-14ها آرایش جنگی گرفته، با گردش به سمت جنوب، به ارتفاع 15000پا صعودد کردند. خلبان با ارزیابی سامانه ها، نتیجه گرفتند که میگ های عراقی هنور موفق به کشف آنها نشده اند. بنابراین تصمیم به عزیمت به ارتفاع 20000 پا گرفتند. در این ارتفاع تامکتها گزینه های بیشتری برای از بین بردن دشمنان داشتند. از بین بردن میگ های مزبور به منظور پاکسازی مسیر فانتوم ها به سمت سوخترسان ها امری کاملا روشن و واضح بود زیر ایجاد کوچکترین مزاحمت برای آنها مساوی با اتمام سوخت و خروج اضطراری خدمه فانتوم ها بود.

در این مرحله، F-14ها با یک تاکتیک جنگی کم نظیر از هم جدا شدند. این تاکتیک به خلبانان تامکت، هم در مرحله رهگیری و هم مرحله درگیری آزادی و استقلال عمل بالایی می داد. در این تاکتیک هر کدام از تامکت ها که پیش از بقیه هدف خود را به صورت راداری یا چشمی ردیابی کند می تواند آن را رهگیری و در صورت لزوم دستور رهگیری آن را به بقیه تامکت ها بدهد. لازم به ذکر است تاکتیک مزبور هرگز توسط جنگنده های F-4 و F-5 مورد استفاده قرار نگرفت و سردسته ها همواره در هر حالتی از پرواز دستورات را صادر می کردند.

یکی ازF-14ها مجهز به 2 تیر موشکAIM-54A فینیکس، 3 تیر موشکAIM-7 اسپارو و 2 تیر موشکAIM-9 سایدوایندر و هواپیمای دیگر به ترتیب به 6 و 2 تیر از نوع موشک های اسپارو و سایدوایندر مسلح شده بودند. به این ترتیب تامکت های محافظ هم از لحاظ داشتن تسلیحات و دوربرد و هم قابلیت ماندگاری پروازی(به علت داشتن سوخت بیشتر) از میگ های مهاجم برتر بودند. با توجه به این که F-14ها در موقعیت کاملا برتری قرار داشتند. با این حال موفقیت آنها بستگی کامل به پنهان ماندن از دید میگها داشت.زیرا در این صورت مهاجمان به موقع مورد اصابت قرار گرفته، فانتوم ها در شرایط کاملا ایمن سوختگیری کرده و تا خروج کاملا تمامی هواپیماها از قلمرو عراق، نیروی هوایی این کشور نمی توانست رهگیری های بیشتری را به سمت آنها روانه کند.

با صعود به 22000پا، به سرعت تمامی چک لیست های درگیری مرور شد. تمامی ادوات تسلیحات(به جز سایدوایندر و توپ هواپیما)، کنترلهای حسگرها، سوییج ها و پنل تجهیزات ارتباطی در کنسول سمت چپ کابین عقب قرار دارد. سوییچ های دستگاهی پادکار الکترونیک، صفحه نمایشگر ناوبری و پنل نشانگر دوست از دشمن نیز در کنسول سمت راست قرار دارد. خلبان کابین عقب، رادارAWG-9 جنگنده اش را در حالت ردیابی هنگام جستجو تنظیم می کند. رادار قدرتمند جنگنده هر4 میگ در حال حرکت ر در دید خود دارد و موقعیت آنها را لحظه به لحظه در رایانه مرکزی ثبت می کند. این رایانه همچنین قابلیت پیش بینی موقعیت چند لحظه بعد هدف را نیز دارد. سمت هواپیما، سرعت و ارتفاع میگ های عراقی به اضافه پیش نیازهای لحظه پرتاب موشک همگی توسط سامانه کنترل آتش تامکت محاسبه و تعیین می گردد. تنها نقطه ضعف این شیوه تنظیم رادار این است که فقط در هنگام استفاده از موشک فینیک می توان از آن استفاده کرد.

در فاصله 56 کیلومتری ، رایانه ماموریتی هواپیما آرایش میگ ها را برای خلبان مشخص می کند. ترکیب دو جفت هواپیما جدا از هم و هر دو فروند به صورت پشت هم به تامکت ها نزدیک می شدند. بلافاصله دستور به کار اندازی سامانه های اخلالگرهای الکترونیک صادر می شود، اما سامانهEGM یکی از تامکت ها چند ثانیه پس از روشن شدن از کار می افتد و تامکت ناچار از پوشش دادن هر دوF-14 می شود.

در فاصله 33 کیلومتری ، خلبان به کابین عقب دستور می دهد: ((در صورت آمادگی موشک را به سمت دهف شلیک کن!))

بلافاصله نخستین موشکAIM-54 پس از رهاسازی به سمت میگ های بخت برگشته که در ارتفاع 30000 پایی غافل از همه جا در حال پرواز بودند اوج می گیرد، 8 ثانیه نگذشته بود که آسمان عراق دود سفید روشن شدن موتور دومین موشک فینیکس را به خود دید.

میگ های عراقی طبق برنامه پروا روزانه آموزشی مسیر مستقیم را در پیش گرفته بودند. با وجود شلیک موشک، در رادار کاملا مشخص بود که هواپیماهای میگ هیچ عکس العملی از خود نشان نمی دهند که نشان از بی اطلاعی کامل آنها داشت و به وضوح مشخص بود که جنگنده های آنها به ابتدایی ترین و ضعیف ترین رادارها و سامانه های هشدار دهنده مجهز است. همچنان کهF-14ها پیشرفت موشکهای AIM-54 را به سمت هدف دنبال می کردند، یکی از هواپیماها پیامی به این مضمون فرستاده شد که با رسیدن خبر حمله به پایگاه((الحریه)) به میگ های عراقی ، آنها با گردش به غرب قصد رهگیری F-4ها را دارند. ثانیه هایی از رسیدن خبر به میگ ها نگذشته بود که با اصابت هر دو موشک به هدفهایشان، برای اجرای دستور مقامات بالاتر توسط میگ ها بسیار دیر شده بود. فینیک اولی، سردسته میگها را در آسمان و در جلوی چشمان دوستانش به گلوله ای از آتش و خاکستر تبدیل می کند. فینیک دومی در لحظه اول به نظر رسید به خطا رفته و به هدف برخورد نکرده زیرا میگ مورد نظر همچنان در رادار داشت به پرواز مستقیم خود ادامه می داد. ثانیه هایی بعد خلبان کابین عقب در رادار مشاهده کرد که میگ مزبور به سرعت در حال شیرجه به سمت زمین است که آشکارا خبر از اصابت موشک به وی و غیر قابل کنترل بودنش داشت. یکی ازF-14ها با اعلام انهدام دومین میگ از عمل کردن فیوز مجاورتی موشک و عمل کردن سرجنگی در فاصله موثر با میگ خبر داد. سرجنگی فرصت طلب فینیکس آن قدر قوی است که نیت دشمنانش را در نطفه خفه کند، دیگر وقت آن بود که عراقی ها طعم و مزه این سلاح مهلک میدانهای نبرد را از نزدیک بچشند.

تامکت ها ابراز شادی خود را به وقت دیگری موکول کرده و تمام حواس خود را معطوف رهگیری دو میگ باقیمانده نمودند. میگ های مزبور کاملا سر در گم عمل می کردند. یک گردش آهسته به جنوب و سپس شرق و به دنبال آن کم کردن ارتفاع. آنها هنوز نمی دانستند دوستانشان توسط چه کسی و از چه سمتی مورد اصابت قرار گرفته اند.

اثر روانی وحشتناکی که از بین رفتن بسیار سریع دو میگ اولی بر روی دو میگ دومی باقی گذاشته بود سبب شد آنها بسیار شتابزده عمل کرده و دچار اشتباهات فاحشی شوند. آنها ابتدا پشت خود را به تامکت هایی که هرگز از وجود آنها آگاه نشدند کرده و سپس  اقدام به کاهش ارتفاع نمودند که با این اقدام فرصتی بسیار عالی برای تامکت ها فراهم کرده و خود را لقمه ای بی دردسر برای F-14ها نمودند. تیز پروازان ایرانی که گویا منتظر ارتکاب چنین خطایی از سوی حریف بودند، پس سوز خود را برای وارد آوردن ضربه روشن کردند.

با رسیدن به فاصله 12 کیلومتری از هدف، هر دو تامکت رادارهای خود را در حالت مسیریابی پالسی تنظیم نموده و موشکهای AIM-7E-4 را به سمت آنها نشانه رفتند. این بار نوبت هواپیمای شماره 2 بود که هدف را زودتر از سردسته خود شناسایی کند که پس از آن ، سردسته با 2000 پا صعود به سمت راست وی اوج گرفت تا در صورتی که هواپیمای وی مورد حمله قرار گرفت، به کمکش بشتابد. اگر چه AIM-7E-4 نسبت به گونه های به کار رفته این موشک در ویتنام بهبود قابل ملاحظه ای پیدا کرده بود، با این حال برای حداکثر بهره برداری از قابلیت های آن نیاز به همکاری بسیار نزدیک خلبان و کمک خلبان بود.

خلبان تامکت دقایقی پس از شلیک موشک اعلام کرد: "چراغ هشدارCSD روشن شده". این رایانه علایم داده ای که در کابین عقب F-14 نصب شده ایت وظیفه مرتب سازی اهداف مختلف ردیابی شده توسط رادار و تبدیل آن به زبان قابل فهم برای موشک را دارد.F-14 برای انجام وظیفه خود نیاز مبرم به این سامانه داشته و در صورت وجود اشکال در آن حین پرواز به یک گاری تبدیل می شود! لازم به ذکر است که اگر حین برخاست چنین مشکلی بروز کند بلافاصله ماموریت لغو می شود.

در روی زمین 5 دقیقه طول می کشد تا نقص رایانه علایم داده ای برطرف شود که به دنبال آن،8  دقیقه بعد ، سامانه ناوبری اینرسیایی خود را با آن تطبیق می دهد. اما این بار هواپیما ها در آسمان و آن هم 300 کیلومتری عمق خاک عراق و در حال رهگیری 2 هواپیمای دشمن بودند. به علت عدم کارکرد این سامانه ، تامکت شماره 2 برای دفاع از خود تنها توپ را در اختیار داشته و برای بازگشت به خانه به مقدار زیادی شانس و یک جنگنده اسکورت اختصاصی احتیاج داشت. بنابراین، سردسته گروه به تامکت دچار نقص شده فرمان بازگشت می دهد تا خود با استفاده از موشک های گرمایاب هدف را نابود کند.

دو میگ باقیمانده در ارتفاع10000 پا پرواز می کردند در حالی که F-14 در ارتفاع پایین به دنبال آنها بود. در فاصله 1500 یاردی، سامانه کنترل آتش، علامت قرار گرفتن موشکAIM-9P در برد شلیک را نشان داد. پیش از این که خلبان بتواند شلیک خود را صورت دهد. دو میگ آرایش خود را به هم زده و از هم جدا شدند. "صدقی" به عنوان رهبر دسته به سمت راست یعنی به دنبال سردسته گردش کرده و سعی می کند موشک خود را روی حرارت خروجی موتور حریف قفل کند. میگ در یک لحطه از گردش دست برداشته و صعود را آغاز می کند که این اشتباه بسیار برایش گران تمام می شود و با قرار گرفتن در تیررس F-14 نخستین سایدوایندر به سمت وی شلیک می شود که بلافاصله با آرام گرفتن این مار زنگی در آشیانه اش، انفجار مهیبی رخ می دهد.

اما چند لحظه بعد، در سرعتی حدود 520 مایل بر ساعت، با وجود کمبود سوخت و روشن شدن چراغ سوخت، یک میگMig-23  عراقی درست پشت سرF-14 بود که خلبان مانوری انجام داد که آمریکایی ها به آن "break turn"  می گویند. وی دسته کنترل فرامین را با تمام قدرت به سمت خود کشید و همزمان پدالهای گردان(rudder) را تا انتها فشار می دهد. با این مانور هواپیما به صورت تمام رخ در جریان مسیر حرکت قرار می گیرد و به شدت از سرعت آن کاسته می شود. این مانور که با فشارg   بسیار بالایی همراه است، سرعت جنگنده را در چند ثانیه به 150 مایل بر ساعت می رساند. این مانور که بعدها توسط "پوگاچف" کامل شد به نام آن به "مانور کبرا" تغییر یافت، سبب شد که میگ MiG-23 عراقی با سرعت بسیار بالایی از F-14 گذشته و تامکت در پشت سر وی در موقعیتی کاملا برتر قرار گیرد.

با روشن شدن پس سوزF-14 و نزدیک شدن کافی برای شلیک آخرین موجودی سایدوایندر، موشک در موتور میگ قرار گرفت و انفجار آن بلافاصله جنگنده مزبور را نابود می کند.

کمک خلبان که لحظه به لحظه میزان سوخت موجود را گوشزد می کرد، گفت : "جناب سروان! باید هرچه سریعتر پس سوز را خاموش کرده و به سمت سوخترسان حرکت کنیم، سوخت در حال اتمام است". بلافاصله گردش به سمت سوخترسان آغاز می شود. خلبان هواپیما در توضیح این لحظات می گوید:

-         با توجه به این که من به کمک خلبان دستور ردیابی میگ ها را داده بودم، حواس وی کاملا از بابت سوخت منحرف شده بود. می دانستیم که اگر سوال کنم چقدر سوخت داریم او می گوید به قدری که به سوخترسان نمی رسیم. من F-14 دیگر را از چگونگی وضعیتمان مطلع کردم. آنها نیز در جواب سوختگیری و سلامت کامل همه فانتوم ها را به من اطلاع داده و گفتند که در راه بازگشت به خانه هستند. بلافاصله جستجو برای پیدا کردن موقعیت سوخترسانی آغاز شد و ما آن را که توسط 2 فانتوم اسکورت می شد در لابه لای کوستان پیدا کردیم. در ان لحظه سوخت یعنی زندگی!

F-4ها در بازگشت پیروزمندانه از این عملیات توانسته بودند علاوه بر وارد کردن خسارت کلی به پایگاه هوایی الحریه، 2 فروند میگ MiG-21 و 3 فروند بالگرد میلMi-8  را در روی زمین نابود کنند. تعدادی از نفرات فرانسوی کشته و زخمی شدند که دستور فوری بازگشت تمامی آنها به وطنشان را در پی داشت. 3 تن از خلبانان 4 فروند میگMiG-23 منهدم شده کشته شدند که در میان نام آنها به نام سروان "احمد صباح" بر می خوریم که در روزهای اول جنگ 2 فروندF-5E نیروی هوایی ایران را ساقط کرده بود.

+ نوشته شده در  Mon 31 Mar 2008ساعت 6:35 PM  توسط خلبانان پان ایرانیست  |